بیترین - Bitrin
مطالب جالب - مطالب علمی - ترفند کامپیوتر - ترفند موبایل - مطالب مذهبی - مطالب اجتماعی - آموزش آشپزی - طالع بینی - شعر و ادبیات - تصاویر و عکس های جالب - مطالب طنز - داستان کوتاه
  ساعت  
  سخن بزرگان  
مال ومکنتی ندارم ، تنها سرمایه من روح شاد من است (هلن کلر)
  کلام نور  
در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش نه پشتی که سوار شوند و نه پستانی که بدوشند حضرت امام علي (ع)
  لطیفه  
حیف نون از دستشویی در میاد نفس نفس می زنه! بهش میگن چه خبرته بابا کوه کندی مگه؟! میگه نه ولی کوه ساختم!!!
  اس ام اس  
خواص گوسفند :1-بو مي دهد 2-سبزي مي خورد 3- گاهي مي خوابد 4-پرواز نمي کند 5-مسیج هاي سر کاري را با دقت مي خواند.

محصولات روز







تعداد بازدید این وبلاگ تا کنون : 3954
هذیان
هذیان های گاه و بیگاه
"...."
در برهنگی من بدنبال کدامین لذت می گردی?!
پشت این پوست درخشان زنی غمگین و گاه تاریک خودش را قایم کرده..
.
سوک سوک دختر زیبای شرق..دختر برهنه ی روستا...سخت است با نگاه تو دل را نباختن..
تو اهرام چند گانه و من شن های برده...
.
برهنه روی ریگها کشیده می شوم گیسوانم بسته به اسبی...
نگاهم نکن!
مبادا پوست درخشانم کنار برود و این من چندشناک سر بر آورد..
اصلا همه چیز تقصیر چشمان توست که هی دلش می خواهد" زیر پوستی "مرا نگاه کند..
.
از خط خط پیشانی تو هزار چشم شعله میکشد در برهنگی من...

غرقابه ام من!
یادش بخیر..این یادگار یه سایتی هست که به لطف دولت امام زمان دیگه نیست...

.

غرقابه ام من در من!

می ترسم از این خانه
می ترسم از این زندان
یا درویش باش و بمان تا عاشق بمانی و عاشق تا محرم و دستها بروند بالا
بالا
بالا
انگار سر کلاس یکشنبه که:
سارا: حاضر!
عباس: حاضر!
پوریا: حاضر!
مرجان: حاضر!
مریم اما…
سکوت
یا حی لایموت
کویر کویر خاک و
هزار هزار و سیصد و هشتاد وتو
پیراهنم: کفن تخصص یافته برای تحمل و جابجایی مرده متحرک من…
چشمات من الذلـــــة/
می بردم به عرشی که پای حتا خداش نرسیده به معراجش هم،
خنجر چشمهات و سیلی خورده از دستت و خدای بر کمرت هماره نقش بسته…
استفراغ عقیده می شد وسط سفره میان من و تو
که جدل می کردیم سرش
له له میزدیم برای
سرش
می زد که بخواند:
- تصمیم قیامت کبرا، کتاب روز بارانی
خود را برهان دمی ز سرگردانی
خیام جویدن و شمس پرستیدن و غیره و ذلک
و سیگار پشت سیگار تو!

 

 


غیر از خدا هیچ کس نبود























برای تینا!

اینجا هوا ابری است و نمی از باران داره هوا رو مرطوب میکنه...تینا! دلم برای پیاده روی هایمان تنگ شده وقتی دستهایت را در جیبم میگذاشتی تا یخ نکنند..وقتی زیر درختان تبریزی از آرزوهایت می گفتی...اینجا، توی این شهر هیچ کس جیبهای مرا دوست ندارد....

.

تینا!اینجا هوا ابری است مثل روزهایی که نمی دانم مال کدام فصلند...یادم باشد اینبار که باران گرفت به چاله های آب بزنم و در این شهر سرشار از لکنت به دنبال معجزه ای باشم که از این کفن سفید،کبوترم بیرون آورد...
تینا! تینا!دل شیر می خواهد پا گذاشتن توی این مدار که دارند دارش را برای باران اینبار می بافند...اصلا به هیچکس چه مربوط...می خواهم بنشنم زیر این آسمان و فروغ فروغ گریه کنم...گریه گریه تا ابری که به شکل تو باشد...دهان تو مرا که مکید کور شوم و بیافتم در چاله های آب و بمیرم توی این چادر سفیدم و لکنت این شهر در به در اگر گذاشت کبوتر بیرون بیایم.


...

"به گریه در وسط شعرهایی از سعدی..."
.

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی!
"شیخ اجل سعدی"


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11-17 صفحه بعد

مطالب  41 تا 45 از تعداد کل 83 یافته را مشاهده میکنید!

Untitled 2
nnegar

 
 

نام حقیقی :  نگار بهرامی
تاریخ تولد : 1330/01/01
موقعیت : خارج از ایر - -
جنسیت :

 
ارسال پیام
محصولات روز






طالع بینی | فروشگاه خانه | قوانین
  nnegar.
بازیابی کلمه عبور | عضویت   کلمه رمز
نام کاربری